RSS

توبه و بعد شهادت…

لات محل بود. چاقو کشی،دعوا…

یک بار قبل انقلاب با چاقو،گوش مامور شهربانی را برید و گذاشت کف دستش…

برای همین هم رفت زندان.

یک روز تو پایگاه آموزشی غدیر اصفهان بودیم که دیدیم آمد.تازه از زندان آزاد شده بود.

می گفت:آمدم آموزش ببینم.قبولش نمی کردند.

می گفتند اهل اطاعت از فرماندهی نیست.خیلی اصرار کرد تا بلاخره قبولش کردند…

گوشه ای روی خاکریز داشت این جور زمزمه می کرد

«خدایا…ما از اول عمر گناه کردیم…اما تو کریمی،تو ما رو ببخش…»

خاک،از اشک چشم هایش گل شده بود.

همان شب اول تا صبح گریه کرده بود و سرش را از خاک برنداشته بود…

تو درگیری تیر خورد.افتاد.داشت سینه خیز بر می گشت

 که دید تانک های عراقی می خواهند بچه ها را دور بزنند…

معطل نکرد.چند تا نارنجک به خودش بست و رفت زیر تانک ها…

هیچ کس فکر نمی کرد که این همان لات و چاقوکش باشد…

, ,

عضویت در خبر خوان

برای مطلع شدن از بروزرسانی وبسایت در خبر خوان عضو شوید.

advert

۷ پاسخ برای توبه و بعد شهادت…

  1. 9دی می گوید:

    خوش به حال شهدا/که زمین دفتر نقاشی انها شده است

    پاسخ

  2. majid می گوید:

    سلام…
    اخ…
    اخ…
    چقدر قشنگ…
    ای خدا !!!
    میشه منم؟…!!!
    ممنون بابت مطالب نابتون…
    به امید جان هم سلام برسونید…
    یـــــــــــــــــــزهراــــــــــــــــــــــــا

    پاسخ

  3. من می گوید:

    سلام.وبلاگ زیبایی دارید.ان شاالله در این راه ثابت قدم باشید.لطفا به وبلاگ بنده هم سری بزنید و نظر تون رو درباره ی تبادل لینک اعلام کنید.
    اجازه می دهید از مطالبتون در وبلاگم استفاده کنم؟

    پاسخ

  4. سمانه می گوید:

    سلام خوشحال میشم از تبادل لینک باشما

    پاسخ

  5. دانشجو می گوید:

    ممنون از راهنماییتون

    پاسخ

  6. صالح ره نرو می گوید:

    سلام. کار ماوقتی نتیجه میده که برای خدا باشه وتوش منیت منیتو منیت نباشه.

    پاسخ

یک نظر بدهید