RSS

بایگانی برچسب ها: التماس

التماس…

تیر ۲۳, ۱۳۹۱

۰ نظر

بسم رب الشهدا و الصدیقین هم قد گلوله توپ بود… گفتم:چه جوری اومدی اینجا؟گفت:با التماس…گفتم:چه جوری گلوله رو بلند می کنی و می آری؟ گفت:با التماس… به شوخی گفتم:می دونی آدم چه جوری شهید می شه؟ لبخندی زد و گفت:با التماس… تکه های بدنش رو که جمع می کردم فهمیدم خیلی التماس کرده…

ادامه مطلب ...

شیر زن…

تیر ۱۷, ۱۳۹۱

۳ نظر

بسم رب الشهدا و الصدیقین به ش گفته بود:حلالت نمی کنم مادر،حالا که توی جبهه لازمت دارن بمونی خونه. رفته بود سپاه اسمش رو بنویسد،ننوشته بودند. گفته بودند«تو بمون کمک حال پدر و مادرت باش» برگشته بود خانه.مادرش پرسیده بود چی شده؟اسمت رو ننوشتی؟ گفته بود:نه مادر.به م گفتن از یه خونه چهارنفر نمیشه خودش پا شده بود […]

ادامه مطلب ...

التماس برای شهادت…

تیر ۹, ۱۳۹۱

۱ نظر

     بسم رب الشهدا و الصدیقین دو سه تا آرپی جی که میزد سجده می کرد روی لبه خاکریز… دوباره بلند میشد آرپی جی میزد و بازم سجده می کرد… میخواستم حرفی بزنم نشد… این بار سجده اش طول کشید… تیر خورده بود وسط پیشانیش دیگه نیازی نبود ازش در مورد کارش بپرسم جوابم رو […]

ادامه مطلب ...