RSS

بایگانی برچسب ها: مردان بی ادعا

شیران روز عارفان شب…

تیر ۲۷, ۱۳۹۱

۰ نظر

بسم رب الشهدا و الصدیقین قنوت گرفته بود که دیدمش.چه قنوتی. انگار همه ی عالم در برابرش زانو زده اند و کوچک شده اند… تیر بار دستش گرفته بود که دیدمش،چه عظمتی… درسته که تیربار از او بزرگتر بود اما وقار او تیربار را هم ذلیل کرده بود… پرسیدم:کجا می ری؟ گفت:می خوام دِین خودم […]

ادامه مطلب ...

مردان خدا…

تیر ۹, ۱۳۹۱

۰ نظر

بسم رب الشهدا و الصدیقین از همسایه ها که همکارش بودند، شنیده بودم که  به همین زودی ها می شود فرمانده ی نیروی زمینی سپاه. چند بار ازش پرسیدم ولی طفره رفت و حرف را عوض کرد . شبی که حکمش را از تلویزیون خواندند بهش گفتم:«چرانگفتی؟» گفت:«مگه فرقی هم می کنه؟مهم اینه که بتونم […]

ادامه مطلب ...

هنوز هیچ چیز نیستم…

خرداد ۳۰, ۱۳۹۱

۲ نظر

بسم رب الشهدا و الصدیقین نماز مرتضی نور صالحی که تمام شد،رفتم کنارش نشستم و گفتم: «خب!حالا راستش را بگو ببینم از کجا آمدی؟» گفت:عضو ثابت سپاه هستم. گفتم:پس چرا لباس نداری؟ گفت:ارزش پوشیدن لباس را ندارم. گفتم:این لباسی که تن من است چه طور؟ گفت:این یک چیز دیگر است. گفتم:پس چرا از آرم سپاه […]

ادامه مطلب ...